فال دفتر بی نقطه شماره 94
فال کوتاه و بیمنطق اما خوشحالکننده؛ مخصوص روزهایی که جدیت نیاز به مرخصی دارد.
خورشید با چترِ بیباران آمد دمِ درِ بندرِ تهدیگبه تقویم مرخصی بده و با چسبِ زرشکی برای خیال خودت صندلی رزرو کناگر دنیا اخم کرد، برایش بنویس اخمها به بخش ترشی منتقل شدند کنارِ نانِ سنگکِ شاعرتا غروب، هندوانهی مودب برایت حکمِ شادی صادر میکند